نفس بکش

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

تو تلویزیون یه برنامه ای داشت واسه خودش پخش میشد که این جمله ی عنوان مطلبو یه دختر بچه با یه لحن لوس و نازی گفت و من یادم اومد که چقدر تو این ماه رمضونی دلم میخواست ده روز برم حرم و بست بشینم واسه حاجتم و چشمام نمدار شد واسه لحن معصوم بچه ای که میخواست با امام رضا حرف بزنه.نتونستم برم حرم ولی بست نشستنم رو از حرم تغییر دادم به مسجد و ده روز واسه نماز مغرب و عشا رفتم اونجا.هرچند که هنوز حاجتم برآورده نشده ولی هنوز منتظرم.

امسال هم بنا به توصیه پزشکی روزه نگرفتم ولی کاری واسه خودم کردم که کم از خودسازی نیست و واقعا از بابتش خوشحالم و امیدوارم خدا همچنان و تا آخر عمر کمکم کنه که سر این قولم بمونم.به نظرم اگه آدما جای این که یه ماه روزه بگیرن هر ماه رو ترک یه عادت بد یا اضافه کردن یه عادت خوب تمرکز کنن خیلی بهتره تا اینکه تو یه ماه بخوان فرشته شن و آخرش هم چون زیاد موفق نمیشن یا اونی نمیشن که خودشون میخوان اخلاق شون گندتر میشه و سر بقیه خالی میکنن.(البته با عرض ارادت به خدای عزیز!)

راس همه ی این منبر رفتنا لازمه که یه منبر برای خودم برم تا خیلی از اخلاقای بدمو کنار بذارم!

ماه رمضون خوبه ها،افطاری دادن و افطاری رفتن خوبه ها،ولی من از یه چیز متنفرم.به معنای واقعیه کلمه متنفرم و همینه که منو از معاشرت و رفت و آمد با فامیل یا غیر فامیل دلزده کرده؛و اون چیزی نیست جز اخلاق گند آشنایان که تا منو میبینن میگن چه عجب دیده شدی!و فکر میکنن با گفتن این جمله خیلی معاشرتی و اجتماعی و حرفی برای زدن دار!حساب میشن.در اون لحظه قادرم فرد مورد نظر رو مثله کنم!چون خودم از این جمله متنفرم به کسی نمیگم.ولی اطرافیان مدام به من میگن و روی قاتل شدنم سرمایه گذاری میکنن با این کار!

من یک سوم ماه رمضونو غروبا میرفتم مسجد،هر روز صبح میرفتم بیرون و تا ظهر کلاس بودم،هر افطاری دعوت شدم رفتم و با این حال چند نفری امروز که خونه ی باباجونم واسه نذری شون رفته بودیم بهم دوباره اون جمله ی منفورو گفتن و باعث شدن که کلا بیخیال این جماعت و جمله ی محبوب شون بشم و این فکر تو سرم تقویت بشه که:برونگرایی یه امتیاز مثبت محسوب میشه تو جامعه و درونگراها منزوی دیده میشن.حالا من هرچقدر هم تلاش کنم که خودمو تو حرفاشون شرکت بدم و همرنگ اونا بشم فایده نداره.باشد که خدا یه تلنگری بهشون بزنه و خودشونو اصلاح کنن.تلاش من که تنهایی فایده نداشت.

+از اول تابستون 3 تا کتاب کامل و یه نصفه خوندم.از خوندن شون بسی لذت بردم.گفتم به شما هم معرفی کنم باشد که شاد شوید:پدر پولدار پدر بی پول نوشته رابرت کیوساکی،قصه های امیرعلی1 و 2 که پره اصطلاحات ناب و باحاله.فضای کتاب هم کلا طنزه.نوشته امیرعلی نبویان و کتاب نصفه ام دوران کودکی ماکسیم گورکی.ناطور دشت هم تو قفسه انتظار خونده شدن میکشه.خواهرم میگه کتابیه که تو حتما خوشت میاد ازش.آخه توش فحش داره!:) مثلا نوشته منِ لعنتی!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۴ ، ۰۲:۰۰
نیمچه مهندس ...

مغز اگه بیش از حد فعالیت کنه نمی ترکه،اما صاحب اون مغز رو دیوونه میکنه.

این روزا برنامه ی خواب من به این صورته:ساعت یک صبح میخوابم.تا حوالی پنج و نیم،شش خواب خوبی دارم.اما بعد از اون مغزم شروع میکنه به بیدار کردن بدنم به اشکال مختلف:خوابای طولانی و پر جنجال میبینم که همش در حال دویدن،دنبال چیزی گشتن،فرار کردن ودیدن آدما و شخصیتای عجیبه.مثلا امروز صبح خواب یک امام رو دیدم و اولین فکرم بعد از بیدار شدن این بود:منِ گناهکار و دیدن امام؟!!

شکلِ دیگه ی بیدار کردنم در صورتی که خواب نبینم اینه:پنج و نیم بیدارم میکنه.بعد دوباره میبینه خوابم میاد میگه بخواب،بخواب!دوباره شش و نیم بیدارم میکنه و برنامه ی بخواب،بخواب و نهایتا تا نُه و نیم هر یه ساعت یه بار بیدارم میکنه تا بهم بفهمونه که باید برنامه ی خوابم رو عوض کنم و شبا زودتر بخوابم تا صبح های زود خوابم نیاد.

حالا لابد میگین دلیل نوشتن اینا چی بود؟دو تا دلیل داشت:امروز صبح که با مامانم رفتیم کارنامه ی داداشمو از مدرسه اش بگیریم یه آقایی تو دفترش پشت میز نشسته بود که قیافه اش کپی معلم زیست پیش دانشگاهیم بود.اونقدر شبیه که تا همین الان هم شک دارم که خودش بود یا نه.یه فیلمی تو تلویزیون پخش میشد به اسم آب پریا،دیدین؟معلم مون مثل استاد بهار تو اون فیلمه حرف میزد.البته محکم تر و رساتر.ما بهش میگفتیم آخوندی:)

خلاصه کنم.این معلم ما برای تشویق ما به درس خوندن می گفت:در هیچ جای دنیا هیچ گاه دیده یا شنیده نشده که کسی از خواندن زیاد دود از کله ش بلند شه یا مغزش بترکه.

دلیل دومم این بود که کمی از دغدغه هامو بنویسم،بلکه مغزم آروم شه و هر شب هرشب نخواد تو خواب منو مجبور به یافتن راه حل و حل کردن مشکلات بکنه.مگه نه این که این جارو ساختم واسه نوشتن دغدغه هام و شاید پیدا کردن راه حل؟!

دلم میخواست به اون معلمم وشاید هم کسی دیگه که به حرفام گوش بده بگم:درگیری و فعالیت بیش از حد مغز باعث نمیشه مغز بترکه یا دود ازش بلند شه اما صاحب اون مغز رو در دراز مدت دیوونه میکنه.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۱۹
نیمچه مهندس ...