نفس بکش

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

کاش الان خونه خودمون بودم و حالا که خسته و کوفته از بیرون اومدم مامانم یه چای یا دم نوش برام میاورد و یه ربع دیگه هم در حالی که داشتم جک هامو چک می کردم صدا میزد شام حاضره نه که الان بعد نیم ساعت استراحت باید خودم پاشم غذا درست کنم:(

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۴۸
نیمچه مهندس ...

چرا زندگی اینقدر سخته؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۴۸
نیمچه مهندس ...

در تازه ترین اظهاراتی که از دخترعموی گرام شنیده ام متوجه شدم که ایشون به ما حسودی می کنن که آویزون گردن بابامون میشیم و بغلش میکنیم و سرمونو میذاریم رو پاش و ازش به عنوان بالش استفاده میکنیم.ایشون گفتن که من با بابام حتی وقتی از سفری برمیگشت هم دست نمیدادم چه برسه به بوسیدن و خانواده ی شوهرش هم از این کار تعجب کردن.

الان نتایجی که من بهش رسیدم اینه که همه بابا و مامان شون رو بغل نمیکنن،آویزون گردن شون نمیشن،نمیگن بیا سرمو ماساژ بده،رو پاش هم نمیشینن قاعدتا با بیستو چار سال سن.اینارو با اظهارات خود متهمین بهش رسیدم.نتایجی که خودم بدون هیچ داده ای میتونم بهش برسم اینه که احتمالا والدین شون به همدیگه ابراز محبت هم نمیکنن در حضور بچه ها.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۵۷
نیمچه مهندس ...
دانشمندا هنوز قرصی اختراع نکردن که بخوری به خواب بهاری نری؟ من هنوز چهار ساعت نشده از خواب بیدار شدم دوباره خوابم میگیره دهنم از خمیازه میخواد پاره شه.
دوم اینکه چه خبره بهار تندتند ازدواج میکنن؟میدم مکارم حرام اعلام کنه ها!آخه روز دوم سال وقت عروسی گرفتنه؟
سوم اینکه من الان دوساله به خانواده اعلام کردم من فقط تا دوم فروردین میام عید دیدنی و با توجه به طول و عرض فامیل ما این یعنی نهایتا 4جا عید دیدنی رفتن.قصدم از این کار این بود که وقتمو الکی هدر ندم و برسم به کارام که با توجه به مورد اولی که گفتم تمام تلاش هام به خمیازه می انجامه.راه حلی دارید؟
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۱۳
نیمچه مهندس ...

سالی که نکوست از عیدیش پیداست.من یه جفت گوشواره ی زیبا از مامان و بابام عیدی گرفتم و حقیقتا بسیار به امسال امیدوار شدم:) نمیدونستم حس عیدی ای که پول نباشه اینقدر خوبه.به والدین پیشنهاد دادم از سال بعد جای پول کادو بدن.

از اون بهترش اینه که دو سوم آدمایی که قراره ببینی شون و باهاشون روبوسی کنی(وای که چقدر از این کار بدم میاد) رو تو همون روز اول ببینی و قال قضیه کنده شه! الان فقط مونده بریم خونه هاشون و یه ربع بشینیم و بعد تمام،من در اختیار خودم خواهم بود.

یه پایه ی گلدون چوبی درست کردم و رنگ زدم و چند تا تایر قدیمی ماشین رو رنگ زدم و کاشتم تو خاک و توشون گل کاشتم و واقعا با این کارم حااال میکنم.همش حس میکنم من چقدر خفنم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۳۰
نیمچه مهندس ...