نفس بکش

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

وام گرفته و میخواد دامداری راه بندازه.از بچگی تو این کاره و چم و خم کار رو بلده.دیروز با برادرش رفته بود واسه معامله ی گوسفند.گوسفندا بره هم داشتن.بار ماشین کردن و برای این که تو هوای سرد بره ها نمیرن جلوی نیسان سوارشون کردن!خودش هم با گوسفندا نشسته عقب.تو راه بارون اومده و خیس شدن.وسط راه دیده یکی از گوسفندا مونده زیر دست و پای بقیه گوسفندا و انگار میخواد بمیره.نگه داشتن و چاقو خواسته که سر ببره که برادرش گفته:چی؟سر ببری؟!یک و هشصد دادی که نرسیده به خونه سر ببری؟نفس مصنوعی بده.و اون همین کارو کرده و گوسفنده زنده مونده.


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۸
نیمچه مهندس ...

همون قدر که برگزار کردن عروسی سخته کنسل کردنش هم سخته.قرار بود فردا عروسی خواهرم باشه که یکی از فامیل های دامادمون فوت کرد و مامان تلفن دست گرفت و به مدت دو روز زنگ زد به تمام مهمون های راه دور و بعد نزدیک و با تکرار یه جمله به اندازه ی سی صد بار اطلاع داد که عروسی کنسله.نوازنده ای که چند ماه عروسی رو به خاطرش عقب انداختن تا اونو بیارن کنسل شد و بهش خسارت پرداخت شد.آرایشگاه کنسل شد و لباسش رو هم دوخته وگرنه باید اونو هم کنسل می کردن.حالا باید دوباره برنامه بریزن کی جشن برگزار کنن.

خواهرم حالا که عروسی کنسل شده میخواد یه سری چیز بسازه به عنوان هدیه بده به مهمونا.احتمالا یه روز میره آرایشگاه و بعد آتلیه که عکس هاشون رو بگیرن تا روز جشن مجبور نباشه تمام این کارها رو با هم انجام بده.از آرایشگاه رفتن برای ساعت های طولانی فراری بود و من این راه رو بهش پیشنهاد دادم تا روز جشن مجبور نباشه از صبح زود بشینه زیر دست آرایشگر.

این سنت ها خیلی روی مخ منن.درسته که بعضیاشون جالبن و خوش میگذره ولی بعضی هاشون مثل عروسی برای من طاقت فرساست.طاقت ساعت های طولانی توی جمع بودن رو ندارم.انرژیم تموم میشه.اگه بعدش بشینی کنج عزلت خودت خوبه ولی بدیش همینه که بعد از عروسی چیزی به اسم پاتختی وجود داره.به نظرم جشن خوب اونه که عروس مجبور نباشه گریم کنه و کل جشن با شام 3 ساعت باشه و بعدش هم بری ماه عسل تا پاتختی کنسل شه.به عروس و داماد تو جشن خودشون خوش نگذره چه فایده داره اون همه هزینه کنن؟جای شکرش باقیه از سر و ته مراسم ها یه جوری زده شده و مثل قدیم ها عروسی ها طولانی نیست.


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۰:۵۱
نیمچه مهندس ...

بعد از خوندن دو تا کتاب راجع به افغانستان امروز یه فیلم دیدم راجع بهش.یه انیمیشن.ببینید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۷ ، ۱۵:۱۹
نیمچه مهندس ...

مردها هم بچه هاشونو با خودشون میبرن باشگاه؟
باشگاه ما اینجوریه که علاوه بر مربی و کمک مربی،بعضی هم باشگاهی ها هم بچه هاشونو با خودشون میارن اونجا.یا نوزادن و تو کریر،یا چهار پنج ساله ان و هرکاری مامان شون بکنه اونا هم انجام میدن.یکم هم صمیمی میشن با همدیگه بازی می کنن.
همیشه برام سواله که چرا وقتی یه زوج بچه دار میشن اونی که باید از کارش بگذره مادره.در شرایطی که درآمد مرد بیشتره برام قابل درکه ولی تو شرایط برابر نمیفهمم.بچه ی هر دوشونه دیگه،تازه از نظر سختی نگهداری هم بخوای بسنجی زن نه ماه نگه داشته بچه رو.حالا نوبت مرده.برای بچه هم که تا شش ماهگی فرقی نداره کی مواظبشه.یه سری نیازها داره که هر کسی میتونه رفعش کنه.شیر هم میشه براش تو شیشه نگه داشت.شش تا هجده ماهگی اضطراب جدایی داره که اونم فقط یه مراقب بیست و چهار ساعته ی ثابت میخواد.هم چنان برای بچه مامان یا بابا فرق نداره.

مردسالاری نگهداری بچه رو وظیفه ی زن دونسته و بر اساس عرفی که ساخته شده قانون ایجاد کردن.الان قانون باید عوض شه،باید از زن و شغلش حمایت بشه و برای بارداری و بچه دار شدنش کاری کنن که شغلش  رو از دست نده.اما اینا برای ایران به نظرم خیلی دور میرسه.خیلی دور و نا امیدانه...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۷ ، ۱۴:۳۱
نیمچه مهندس ...