نفس بکش

آیا بگم؟ آیا نگم؟

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ب.ظ

1.مامانم همیشه میگفت چیزی که توی خونه اتفاق میفته مربوط به خونه ست،جای دیگه بازگو نکنید و برامون مثال میزد.نتیجه این شد که ما علاوه بر این که مسائل خودمون و خونه رو جایی نمیگیم کسی هم که رازی یا حرفی رو بهمون میگه به کسی دیگه نمیگیم.

2.دخترخاله ی هفت ساله م دیروز خونه مون بود.من پای لپ تاپ نشسته بودم و اون یه بند حرف میزد.وسط حرفاش یهو گفت خانوم مون ( معلمش) فلانی رو زد.پرسیدم:یعنی تنبیهش کرد؟گفت:آره،تکلیفش رو ننوشته بود.گفتم:هر کاری هم کرده بود معلم تون حق نداشت اونو بزنه.اگه یه وقت تورو زد باید به مامان و بابات بگی.اون دوستت هم باید به مامان و باباش بگه.گفت:خانوم مون گفته حرف مدرسه مال مدرسه ست و حرف خونه مال خونه.

منو تصور کنین که به تجاوز اون معاون پرورشی و موارد مشابه فکر میکنم و حرفی رو که از دخترخاله ام شنیدم و عاقبت ماجرا.

3.دخترداییم دهه شصتیه.دورانی که تنبیه دانش آموز کاری معمول بود. (حتی اوایل دهه ی هفتاد هم تنبیه بدنی بود.) تو کل دوران تحصیلش یه بار کتک خورد اونم وقتی بابابزرگم فهمید رفت مدرسه و چنان دعوایی کرد که اون آخرین باری شد که دستشون به دخترداییم خورد.نام برده الان یه دختر ده ساله و یه پسر چند ماهه داره و هنوز که هنوزه وقتی حرف خاطرات مدرسه میشه میگه از اون معلم متنفره و هروقت جایی میبینش ازش میترسه و دلش میخواد ازش انتقام بگیره.

4.کلاس سوم ابتدایی معلم مون از یه نفر حروف الفبا رو پرسید.بلد نبود،از نفر بعدی پرسید و بعدی و بعدی و بعدی و از کل کلاس و هیشکی یادش نبود.به همه یه ضربه طناب بافته شده (طنابی که باهاش بازی میکنن) زد کف دست.وحشتناک ترین دردی بود که تا اون موقع تجربه کرده بودم.فرداش مامانم اومد مدرسه و کاری رو کرد که بابابزرگم برای دخترداییم کرد.

5.دخترخاله ی بند 2 در ادامه ی حرفاش تصریح کرد که مامانم به خانوم مون گفته اگه تکلیف انجام ندادم منو نزنه فقط دعوام کنه.

6. :|

7.معلم روی بچه ها خیلی تاثیر داره.مواظب باشین.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۸
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

من تا دلتون بخواد فلک شدم کلاس اول ابتدایی بخاطر ننوشتن مشقام. ولی هیچ دلخوری از اون معلمه ندارم جز این که یادش رفت ثلث اول که شاگرد اول شدم، مثل بقیه شاگرد اولهای مدرسه بهم جایزه بده سر صف. برای همین دیگه درس نخوندم تا آخر دانشگاه! همه دروس رو ناپلئونی قبول می شدم.
همه خاطرات بدم مربوط به معلم هایی هست که تبعیض قائل می شدن. 
پاسخ:
جالبه بدونی اون معلم هم چنان تنبیهش رو روی بچه های دیگه و در سال های بعد هم اعمال می کرد.هرچند الان والدین بهتر شدن و میرن اعتراض می کنن.
تبعیض واقعا چیز عجیبیه.من یه معلم ریاضی داشتم که نمیدونم چرا منو بیشتر از بقیه ی هم کلاسی های دبیرستانم دوست داشت.البته هیچ وقت نمره ی بیشتر بهم نداد و من حتی اینو متوجه نشده بودم ولی دوستام می گفتن خانم فلانی تورو بیشتر دوست داره.بعدا دقت کردم و دیدم با من نرم تر رفتار میکنه.یه جورایی کیف می کردم ولی در هر حال تبعیض بده.