نفس بکش

این روزهای پریشانی

چهارشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۴۸ ق.ظ

اعتراف میکنم که تا همین پریروز نمیدونستم آدم تا 22 سالگی نوجوان محسوب میشه.چقدرم بهم برخورد که خواهر و دخترخالم که هردو از من کوچیکترن میدونستن و من نه!البته خودمو با این آروم کردم که اونا مامایی و تربیت بدنی میخونن و لازمه ی رشته شون بوده که میدونستن.

بعد در پی این داناییِ جدید یهو متوجه شدم چرا اینقدر آمار طلاق بالاست.آدما به خصوص دخترا زود ازدواج میکنن در حالی که هنوز بزرگ نشدن.اما هنوز تهِ ذهنم این سوال هست که پس دوستم چی؟اون خودش کم سن بود موقع ازدواج ولی شوهرش نه.پس چرا به اینجا رسیدن؟

+دیروز وسط شلوغیه کارام دو دقیقه رفتم تلگرام چک کنم شونصد تا پیام برام اومد.اون وسط چیزی که از همه بیشتر توجهمو جلب کرد عکسی بود که تو آلبومم دارمش.عکسی با همکلاسی های دبستانم که تا دبیرستان با هم بودیم و حالا شده بود عکس پروفایل گروهی که همون بچه ها درست کردن و منم عضو کردن.اصلا دوس ندارم تو این گروه بمونم یا حتی پیامی بدم.چون نصف این دوستان ازدواج کردن و بچه هم دارن و تو گروه هم درباره ی زندگی شون حرف میزنن و  حضور من تو این گروه مثل حضور یه استقلالیه تو جمع پرسپولیسی ها.

++خیلی خوبه که صبحت رو با پیام تبریک روز جوان از طرف مامان و بابات شروع کنی و فکر کنی که مامانم ساعت شیش و نیم صبح یادش بوده بهم پیام بده.بابام  تو شلوغیه هشت صبح سرکار،یادش بوده بهم اس ام اس بده.یه لبخند از این گوش تا اون گوشت میاد رو صورتت و به این فکر میکنی که دنیا هنوز جای قشنگیه:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۹
نیمچه مهندس ...