نفس بکش

به شدت متنفرم از این که یکی بیاد خونه مون و کار کنه.حتی اگه خیلی باهامون ندار باشه.برعکسش هم همین طور.حالا نه به شدت تنفر ولی دوس ندارم وقتی میرم مهمونی بگن پاشو فلان کارو بکن.معتقدم وقتی کسی میره مهمونی واسه استراحت کردنه و هر جوری حساب کنی،با هر دینی،آیینی،سنت و عرف و هر چیز دیگه زشته از مهمون کاری بخوای انجام بده.زشته آقاجان،زشت!

از اون بدتر اینه که مهمونای ما خودشون پامیشن کاری میکنن و به عجز و لابه های ما هم وقعی نمینهن.

یک عدد نیمچه مهندس افسرده هستم که از دیشب که خاله م ظرفارو شسته حالم بده و انرژی هیچ کاری رو ندارم.

اون جمله مال کی بود که میگفت اگه از خواب پا شدین و دیدین انگیزه ی کاری رو ندارین برگردین به رختخواب؟همون

من برم دوباره بخوابم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۷
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۳)

۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۳:۳۳ مهندس رضا عباسی
حرف حساب بود و بس
چرا حالا تا این حد؟ :)) احتمالا به فکر این هستین که شماهم باید موقع مهمونی رفتن جبران کنین؟
پاسخ:
چون زشت میدونم
منو جبران؟ عمرا!
من تو هیچ مهمونی از جام تکون نمی خورم.چون این اعتقادمه
بنظرم اصل بر راحتیه
راحتی دو طرف
در این حد که اگه صاحب خونه ناراحت میشه از شستن ظرفهاش به مهمونش بگه که بتمرگ سر جات
و مهمون هم با کمال راحتی بتمرگه:/
پاسخ:
:|
البته که نمیشه با همین ادبیات گفت ولی صحیحه
البته به شرطی که مهمون هم قبول کنه.نه که....