نفس بکش

این "که چی" آخر منو میکشه

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۲ ب.ظ
1.تو یه سکانسی از فیلم boyhood رفتن بولینگ بازی کنن و بچه هه واسه اینکه مستقیم بزنه به هدف نرده میخواد و باباش این جمله رو بهش میگه:زندگی بهت نرده نمیده.
حقیقت زندگی همینه.
2.اینو فهمیدم که مزخرف تر از مراسم دید و بازدید نوروز هم وجود داره و اون خواستگاریه.یعنی عمرا این مدلی ازدواج کنم.چه حس بدی داره.
3.اینو دیدم و حالا نمیدونم اینو بپذیرم یا حرفایی که خواهرم از پزشکی قانونی میزد...
4.تصمیم گرفتم به احساساتم اعتماد کنم.البته اون قسمتی که درباره ی دیگران قضاوت میکنه و بهم میگه که این آدمه یا نه.
5.یه عالمه حس خشم تو وجودم دارم از اتفاقات مختلف و شدیدا دلم میخواد کتک کاری کنم.گرفتار حس پوچی هم شدم.در حدی که وسط کارها می ایستم و از خودم میپرسم که چی؟
موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۶/۱۲/۰۵
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

۰۷ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۷ تسنیم زارعی
نمیدونم دقیقا مشکل از کجاس ولی چون شاید در زندگی برنامه نداری و یا اگه برنامه داری ، برنامه غیر کاربردی هست.
 دو تا کار کن همه چی یادت میره :
ورزش
مطالعه کتب داستانی ( رمان )

پاسخ:
این توصیه برای پاراگراف آخر بود؟
اگه آره فکر نمیکنم اون دو مورد کمکی بهش کنه.
ولی به صورت کلی با مشغول بودن جسم برای مشغول نشدن ذهن و گیر کردن همونجا موافقم.