نفس بکش

در حسرت یک نفس راحت

نفس بکش

در حسرت یک نفس راحت

برای پاییز خانوم

جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۴۷ ب.ظ

پاییز برای من یادآور گوجه فرنگیه.فصلی که گوجه هارو میچینند و دیگه تموم میشه.فصلی که مامان رب درست میکنه و هوا بوی چوب سوخته و دودِ رطوبت دار میده و حال میده بری کنار آتیش و سیب زمینی آتیشی درست کنی و حس میکنی که کنار دریایی و آتیش درست کردی.

پاییز اون درختای سپیداری ان که کنار جاده ان و برگاشون نارنجی و زرده و خستگیت در میره وقتی نگاشون میکنی و دلت میخواد توام نارنجی و زرد و قرمز بپوشی.

پاییز اون قنادیه سر راهته که هروقت ذخیره ی شکلاتت تموم میشه میری ازش میخری و هر پاییز این قنادی عوض میشه.

پاییز اون سرماییه که به خاطر عوض شدن یهوییه آب و هوا رفته تو استخونت و تلاش میکنی با چای دارچین و زنجبیل برطرفش کنی.

+ یهو یاد یه خاطره از بچگیم افتادم.دوتا درخت بزرگ بودن نزدیک خط آهن.یه جوی آب طبیعی از اونجا میگذشت و خانواده ی من و پسرخالم با خانومش میرفتیم اونجا بساط می کردیم و چای آتیشی میخوردیم و ناهارمون رو هم میبردیم.برای من وخواهرم یه تابی میبستن که تا خودِ خدا میرفت.پاچه ی شلوارمون رو میزدیم بالا و میرفتیم تو آب و گنج پیدا می کردیم و خدا میدونه که چقدر سکه ی قدیمی-از اینا که روش عکس کله هست- پیدا کردیم و به بابا نشون دادیم.

برگردیم به پاییز.هیچ وقت برات متن مخصوص ننوشتم ولی دوستت دارم پاییز عزیز:)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۶
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی