نفس بکش

خفن ترین تقلبی که تا به حال کردم.

جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۳ ب.ظ

سه شب پیش یه تجربه ی فوق العاده داشتم که از زمان بچگی به این ور نداشتم:خونه ی دوستم موندم.

آخرین امتحان مون بود و دوستم گفت میای خونه ی ما با هم درس بخونیم؟و از اونجا که من با توضیح دادن برای دیگران بهتر یاد میگیرم گفتم آره.بعد اصرار کرد که واسه ناهار بیا و من گفتم نمیخوام مزاحم مامانت شم و وقتی فهمیدم که خودش غذا درست میکنه قبول کردم.صبحش تحویل پروژه داشتم و استاد با نیومدنش حدود 40 دقیقه معطل مون کرد و آخرش هم گفت بدید خانوم فلانی( که از هم کلاسی هامونه).رفتم وسایلمو جمع کردم و ساعت دو بود که رفتم خونه ی دوستم.اول غذا خوردیم و حدود یه ربع صحبت کردیم و بعد شروع کردیم درس خوندن.من به طرز فجیعی وسطاش ناامید شده بودم.چون هرچی میخوندم تو ذهنم نمی موند و از طرفی میدونستم استاد سوالای سخت تری میده.دفعه قبل که داشتیم فیزیک میخوندیم خیلی مسلط بودم و همین مورد هم باعث ناامیدیم شده بود.خلاصه تا ساعت 11 شب خوندیم و خوراکی خوردیم و حرف زدیم و فیلم برام ریخت و تموم نشد!

درست در همین زمان بود که یکی از پسرای دانشگاه به دوستم پیام داد که اگه سوالارو داشته باشم چند میخری؟از این زمان شد مثل مرغ پرکنده و نتونستیم تمرکز کنیم رو خوندن.در نهایت گفت صد تومن ولی به کسی ندی.دوستم هم گفت باشه و به یکی دیگه از دخترای کلاس هم پیام داد و قرار شد ما سه نفری سوالارو بگیریم!سوالا 4 تا بود ولی همش نبود.چون به استاد پیام دادیم و پرسیدیم چندتا سواله و چند نمره س و سخته یا آسونه!!! و پسره قسم میخورد که فقط همینارو داره.

باور کنین اونقدر سخت بود که 2 ساعت از رو جزوه میگشتیم و پیدا نمی کردیم.در نهایت متوسل شدیم به دیگرانی که ترم های قبل داشتن تا برامون حل کنن و از بین 6-7 نفری که بهشون زنگ زدیم فقط یه دختره بلد بود و دمش گرم که همه رو حل کرد.در نهایت چارونیم صبح خوابیدیم و هفت بلند شدیم و رفتیم سر امتحان و دیدیم سوالا هموناس به اضافه ی 2 تا سوال دیگه که من سوال سخته رو تونستم حل کنم و آسونه رو نه!اون بحث رو اصلا نخونده بودم.

جالب اینجا بود که پسره سوالارو به خیلیا فروخته بود و از یکی شون 150 میخواست بگیره.

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۵/۱۱/۰۱
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

۱۰ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۵۲ رادیو بلاگی ها
شما سوژه شدین :)
پاسخ:
:))