نفس بکش

خوشحالم که عروسیا مثل ده پونزده سال پیش که داییم ازدواج کرد سه روزه نیست یا حتی بدتر و قبل تر از اون هفت روزه!من این همه تو جمع بودن رو طاقت نمیارم.خسته میشم و تا یه هفته باید تنها باشم تا انرژی دوباره جمع کنم.

قبلاها یه رسمی داشتن که میرفتن لوازم خونه ی عروس و داماد رو که مامان و بابای عروس خریده بودن میدیدن.در حقیقت دعوت می کردن افراد رو برای این کار.نوجوون که بودم برای دیدن اقوام میرفتم ولی بعد از چند بار دیگه نرفتم.که چی بری ببینی یه نفر واسه زندگیش چیا خریده؟عیدهای مختلف هم کادو میخرن واسه عروس و داماد و بازم مهمون دعوت میکنن و اون رو هم نمیرم.اگه هم برم فقط واسه دیدن آدما میرم و اون وقتی که هدیه هاشون رو میارن اصلا دور و برش نمیرم.

مامان چیزای وحشتناکی از قدیم تعریف میکنه که هر وقت میشنوم خدارو شکر میکنم که تو اون دوره زندگی نکردم.مثلا یه موردش همون رسم دیدن جهازه که بودن ملتی که بالش های دوخته شده رو باز می کردن ببینن چی توش ریختن:پنبه یا پرز!کلا حریم خصوصی هویج هم نبوده.خودم یه مورد همین طوری دیدم که مربوط به دوسال پیشه.عروسی فامیل بود و وقتی عروس و داماد رو بردن تا دم خونه شون،تو خونه شون هم رفتن و یکی در یخچال رو هم باز کرد توشو نگاه کرد.من حتی با همین رفتن به داخل خونه ی عروس و داماد هم مشکل دارم و تا مجبورم نکنن نمیرم.شاید یه سورپرایز برای خودشون تو خونه ترتیب داده باشن و نخوان کسی ببینه.اصلا به نظرم فضای خونه اون قدر خصوصیه که جز فامیل درجه یک (پدر و مادر و خواهر و برادر) کسی حق دیدنش رو نداره.

اون قدر خوشم اومد یه پسرخاله م بعد از ماشین بازی تو خیابون وقتی به دم در رسیدن اعلام کرده بود خونه شون طبقه پنجمه و آسانسور هم نداره و ممنون که اومدین عروسی مون و به این صورت دم هر کسی که میخواست بره توی خونه شون رو ببینه قیچی کرد:) تازه از ایجاد سروصدا برای همسایه ها که می گذریم.

+زن،شده گوسفند عزا و عروسی.واسه هر چیزی که میخوان استدلال کنن میگن اگه مادر و خواهر خودت هم بود فلان؟نکنین این کارو.اینطوری خیلی اهل استدلال و دل رحم به نظر نمیایین.فقط بی شعوری تون بولد میشه.بیشعور نباشیم.

یه سری رسم واسه بعد از روز عروسی هم بوده که لازم به گفتنش نیست.فقط همین قدر بگم که بعضیا بودن که در کمال پررویی رفتن خونه ی نو عروس و دنبال اون نشانه ی خاص گشتن و وقتی نوبت به دختر خودشون رسیده بسیار مدرن شدن.زندگی کردن تو یه شهر سوم و یا رفتن به ماه عسل بلافاصله بعد از عروسی چیز بسیار خوبیست.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۸
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

الانم این رسمِ جهیزیه دیدن هستااااااا
پاسخ:
آره میدونم،ولی تو دور و بری های من کم شده که خب به نظر من چه بهتر!چون باعث میشد اونی که نمیتونست هم به خاطر مردم خودش رو به سختی بندازه و مقروض بشه.اونی هم که نمی تونست دلش می شکست و حتی حرف مردم اذیتش می کرد.