نفس بکش

لطفا تنهام بذارین!

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۲۹ ب.ظ

دیشب خواب میدیدم پیاده رفته بودم جایی چیزی بخرم و باید پیاده هم برمیگشتم خونه.خسته بودم.یهو نمیدونم از کجا دوچرخه ام سبز شد و فوری سوار شدم و اومدم.

اعتراف میکنم حتی تو خواب هم مردم جوری نگاه می کردند و حتی تر من یه حس بد داشتم از این نگاه ها.

خواهرم اوایل دی یه روز پرسید:اگه گفتی امروز چه رووووزیه؟

-چه رووووووزیه؟

+سالگرد یه انقلاب!اولین روزی که با دوچرخه رفتم تو خیابون سواری.

یادمه همون وقتا یه روز که با خوشحالی از دوچرخه سواری برگشت گفت که یه ماشین پلیس اومده و با ادب ازش پرسیدن که دوچرخه سواری که میکنید کسی مزاحم تون نشده؟اونم گفته نه و پلیس رفته.من خندیدم و گفتم باید بهشون میگفتی تو این چند وقت به جز شما کسی مزاحم نشده!

طوری که خواهرم از لحنشون فت من متوجه شدم که میخواستن نهی ش کنن از این کار.اونقدر حرص میخورم وقتی میبینم میخوان چیزی که جرم نیست و یه تفریح خوبه و حق همه است رو به خاطر عرف جامعه از زن ها بگیرن.بابا!به خدا حدیث داریم که کسی که سنت نیکو تو جامعه بذاره با من(حضرت محمد(ص)) محشور میشه!شما چرا دیگه بیخود سختش میکنین؟؟؟

****************************************************************************

چند روز پیش زانوم شدید درد می کرد.مامانم گفت بیا بریم بیمارستان فعلا یه چیزی بده آروم شه تا بعد از امتحانات بگم خاله برات یه دکتر پیدا کنه و نوبت بگیره که ببرمت.رفتیم بیمارستان و وقتی برگشتیم خونه مامانم گفت دکتره(خانوم بود) خیلی خوشگل بود.من اینجوری:| بودم.آخه مامانم طرفدار زیباییه طبیعی بدون آرایش یا آرایش طبیعیه و این دکتر رژ پررنگی داشت و بالا و زیر چشمش مداد شدیدا مشکی کشیده بود با ریمل فراوان.آرایش زیبایی بود(هر چند به شخصه نمی پسندم هم چشم رو آرایش کنی هم لب رو.باید فقط رو یکیش مانور داد.) ولی آخه سلیقه ی مامان این نبود.اون موقع بود که فهمیدم شما هرچقدر هم کسی رو بشناسی باز جا داری واسه شناختن لایه های جدیدش.

الان که دارم فکر میکنم احتمالا منظور مامانم میتونسته این باشه که جدای از آرایشش خودش هم زیبا بود.

چند دقیقه بعدش خواهرم پرسید اسم دکتره چی بود و وقتی بهش گفتم،گفت که علی هم هفته ی پیش که دستاش پوسته شده بود پیش همین دکتر بردنش.بعد که برگشتیم ازم میپرسه چجوری اوووونقدر مژه هاش سیاه بود؟بهش گفتم از یه چیزی استفاده کرده که بهش میگن ریمل.بعد پرسید:منم میتونم استفاده کنم؟

البته که این بامزه بازیاشو آروم برام تعریف کرد که نشنوه.وگرنه باز عصبانی میشد و می گفت توام مثل مامان خانوم ریپورتری!هرکار میکنم همش تعریف کن!

خیلی دوسش دارم داداشمو به خاطر این بامزه بودنش و جملات قصاری که یهو میگه و کل خانواده رو از خنده میترکونه.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه چیزی فهمیدم.وقتی تنهانم بیشتر و منظم تر درس میخونم و برنامه هام رو واقعا انجام میدم.بودن صداهای مزاحم مثل تلویزیون باعث میشه تمرکزم رو از دست بدم و الان که اینجا تنهام واقعا از درس خوندن دیروز تا امروزم راضیم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۸
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

۱۸ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۱ شیکسون (^_^)
بعضی مثلا دوچرخه سوارهای عجیب غریب باعث دید بد میشن...
هرچند جامعه هم باید متحول بشه از نظرفرهنگی...
پاسخ:
عجیب غریب یعنی چی دقیقا؟!