نفس بکش

نظم شخصی

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۹ ب.ظ
شب که میخوام بخوابم کلی شور و شوق دارم برای فردا.صبح ها هم که پا میشم کلی انرژی دارم.میشینم پای لپ تاپ و کار رو شروع می کنم.این که خوب کار کنم یا بد روی بقیه ی روزم اثر میگذاره اما بد کار کردن بقیه ی روزم رو خراب نمیکنه.چون باور دارم که از خراب کردن چیز یاد میگیرم.در واقع یا موفق میشم یا یاد میگیرم.شکست ندارم.
از ظهر ماجرا فرق میکنه.خوابم میگیره و مقاومت می کنم در برابر خوابیدن.واقعا نمیدونم چرا؟ از طرفی به جز روزهایی که میرم باشگاه بقیه ی روزها،عصرها کار خاصی نمیکنم.حتی حوصله ی کتاب خوندن هم ندارم.دوس دارم ولی نمیتونم.به خواهرم که میگم جواب میده منم بعضی وقتا این طوری میشم.به قول فلان استادمون گاهی هیچ کاری نکردن بهترین کاره.
حرفشو درک میکنم ولی نمیخوام بذارم این وضعیت بیشتر از ده روز طول بکشه.برنامه هم نمیخوام بنویسم،چه فایده داره برنامه ای که انجامش ندم و فقط عذاب وجدان روی دوش خودم بذارم؟میخوام ببینم میتونم ذره ذره کار به عصرهام اضافه کنم تا عضله ی انضباطم چیزی نفهمه و خسته هم نشه.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۹
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

منم دقیقا همین مشکل دارم.
از صبح تا ظهر یه طرف و بقیه بیهوده میگذره
پاسخ:
منم نتونستم به عصرهام کار مفیدی اضافه کنم.