نفس بکش

پیراهن دامادی بابام تمام این سال ها نوی نو تو کمد بود.از بچگی همه ی لباسای توی کمد رو برمیداشتم میپوشیدم و بازی می کردم.آخرین باری که پوشیده بودمش تا زانوم بود.امشب وقتی داشتم لباسا رو مرتب می کردم دیدمش و پوشیدمش.فیت بود.یه شلوار سفید هم تنم کردم و رفتم پیش مامان و بابام و گفتم:بابا تو این قدر لاغر بودی؟چی شد که اون بقچه رو درآوردی؟
اشاره کرد به مامانم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۸
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

ان شالله به زودی قسمت خودت پدرت بیاد و تو لباس ازدواج ببینتت
انقدر ذوق داره که نگو
پاسخ:
فعلا که قراره خواهرمو ببینه و میتونه برای اون ذوق کنه.