نفس بکش

همش خونه

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۶ ب.ظ

هیچ وقت دلم نمیخواست که یه خانه دار باشم.نه که خانه داری بد باشه ولی من تو خونه نمی گنجم.دلم می گیره و افسرده میشم و حس هدر دادن عمر بهم دست میده.

الان تو موقعیتی ام که همش تو خونه ام و دائم دلم میخواد چیز میزا رو جا به جا کنم و آت و آشغال هارو بریزم دور و بازم بال بال میزنم و حس خفگی دارم.دوست دارم از خونه برم بیرون و در عین حال دوست ندارم با جمع و شلوغی رو به رو شم.رو همین حساب دیروز نرفتم افطاری تا مجبور به دیدن کلی آشنا نشم.اسم این حالت هر چی که هست پدرمو درآورده.

پنج شیش تا کار مهم رو که به تم سالم مربوطه واسه هدف های امسالم انتخاب کردم ولی کل وقتم رو دارم هدر میرم.خیلی یهویی هفته ی پیش زنگ زدم به یک معلمی که ده سال پیش میشناختم و رفتم خونه ش تا یکی از چیزایی که به عنوان هدف سالم انتخاب کرده بودم رو یادم بده.عاشق این مدل کار انجام دادنم.همین الان تصمیم میگیرم و همین الان هم انجام میدم.خواهرم میگه چون بیشتر کارایی که انتخاب کردی ذهنیه از انجام دادنش خسته میشی یا طفره میری.به نظرم درست میگه،چون تم سالم آموزش هست.

پ ن:اگه به هر دلیلی نخواید کسی رو ببینید ولی اون فرد چیزی بلده که کس دیگه ای بلد نیست و شما به اون آموزش نیاز دارید،چه می کنید؟میرید ازش یاد می گیرید یا بی خیالش میشید؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۵
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۲)

بستگی داره اون آموزش چقدر برام ارزشمند باشه و آیا اون علم در آینده به کارم میاد که حاضر باشم به خاطرش رنج دیدن کسی رو تحمل کنم یا نه؟!
اگه برات می ارزه ادامه بده.
پاسخ:
ارزش که داره.اگه خوب یاد بگیرم حتی از لحاظ مالی هم دیگه دغدغه نخواهم داشت.
با این اوصاف من باشم ادامش میدم!

پاسخ:
فکر الانم همینه.یکم بیشتر فکر می کنم اگه بعد هم همین نظر رو داشتم ادامه میدم.