نفس بکش

هوا رو از من بگیر،لباسای رنگی رنگی رو نه

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۱ ب.ظ

1-این تبلیغات اسپینر رو که میبینم یاد اسپینرهای دوران خودمون میفتم:دست ساز و رنگ اصلی:)

یه در فلزی نوشابه رو با سنگ صاف میکردیم،وسطش با میخ دو تا سوراخ ایجاد می کردیم و یه نخ محکم ازش رد می کردیم.بعد می پیچوندیمش و حسابی که پیچید از دو سر نخ میکشیدیم و عین چی شروع می کرد به چرخش! باهاش دیوار هم سوراخ می کردیم.البته ممکنه بگید اینا کارای دهه شصتی هاست.خب این کارا رو از پسردایی ها و دخترخاله هام یاد گرفته بودم.

2-یه تبلیغ رو دیوار دیدم که مفهومش این بود که رنگی نپوش که نگاه هرزه بهت جلب نشه! اون قدر از این بی عقلی عصبانی شدم که همون موقع بلند با خودم گفتم کدوم احمقی اینو طراحی کرده؟واقعا شهرداری بابت این کارا پول میده؟همون موقع اون احادیثی به ذهنم رسیدن که توشون میگفت پیامبر همیشه لباسای سفید و سبز میپوشید یا کفش زرد باعث نشاط بیننده است.

3-یه کتاب فروشی هست که من میرم ازش کتاب میخرم آقاهه خیلی خوش برخورده،بعد خواهرم میگه هروقت من رفتم دیدم داره با همکاراش دعوا میکنه و بد اخلاقه!:)

4-قیمت یه چیز تو جاهای مختلف خیلی متفاوته.مثلا یه دارو رو مشهد خریدم 15 تومن اینجا خریدم 20 تومن.بعد همون دارو رو همون مارک همون تعداد دو سال پیش تو یه داروخانه تو احمدآباد مشهد میگفت 80 تومن:| چون پول نداشتم نخریدم.برگشتنی شهر خودمون خریدیم 30 تومن.بعد شوهر خاله ام گفت اون داروخونه هه همین چند ماه پیش اون قدر بزرگ کردن مغازه شون رو.کلی هم دکور کردن احتمالا هزینه ی ساخت و ساز رو کشیدن رو داروها.واقعا هم همینه به نظرم.

5-به نظرم واقعا از دید آدمای غریبه خیلی کوچولو دیده میشم.امروز هم دوباره یه خانمه موقع ساعت پرسیدن خاله جان خطابم کرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۴
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

۲۵ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۱ شیکپوش (^_^)
هوس کردم از اون اسپینرا بسازم :))
پاسخ:
:))
من چند روزه هوس ساختن سپندآویز دست از سرم برنداشته.