نفس بکش

چیزایی که یهویی از خودم میفهمم

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ب.ظ

الان وسط فیلمم ولی باید اینارو بنویسم.چیزی که میخوام بگم ربطی به فیلم نداره ولی باید بنویسمش.

من از گریه کردن پیش دیگران خجالت میکشم.احساس میکنم ضعیفم و کسی نباید ضعفمو ببینه.من به جز یکی دوبار هیچ وقت با صدای بلند گریه نکردم و همیشه اونقدر آروم گریه کردم که گلو درد گرفتم.فقط پیش یه نفر گریه کردم و خجالت نکشیدم.

+بی ربط به مسئله ی بالا:یه جا خوندم پدر و مادری که میخوان فرزندشونو منظم بار بیارن و در کودکی تاکید زیادی دارن که کاراشو سروقت انجام بده بیشتر ممکنه بچه شون در آینده دچار اهمال کاری بشه و کاراشو لفت بده و به اصطلاح کار امروز رو به فردا بیفکنه.معرفی میکنم:سرلشگر "کار امروز رو به فردا بینداز" هستم!شعار من اینه:دقیقه ی نودی انجام بده!

دو تا پروژه ی بزرگ و یه سری امتحان و دو هفته وقت داری؟چرا از الان انجامش بدم؟وقتتو تلف کن و طی اون مدت همش استرس داشته باش و ظرف چهار روز همشو انجام بده.

++بی ربط تر از اون بالاییا:شمام وقتی رو زمین میشینید جای این که خستگی تون در بره پاتون درد میگیره یا فقط من اینجوریم؟

+++بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم!دیشب رفته بودم عطاری چیزی بخرم و خانومه از آقای فروشنده پرسید شغل شما صنفی چیزی داره؟این آقاهه که فلان جا عطاری داره خیلی بی ادبه.رفته بودم مغازه ش و یک مشتری از خواص یه گیاه چیزی از من پرسید(و نه از فروشنده) و وقتی جواب دادم فروشنده چنان رفتاری باهام کرد که انگار نوکر باباشم.گفتم میرم صنف تون شکایت میکنم و گفت هیچ غلطی نمیتونی بکنی!حالا میخوام برم ببینم میتونم غلطی بکنم یا نه.آقای فروشنده هم آدرس صنف رو داد ولی در نهایت خانومه رو راضی کرد که من با اون پسره حرف میزنم که رفتارشو با مشتری درست کنه.

حالمو خوب کردی با اخلاق خوبت آقای فروشنده

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۳
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۱)

۰۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۴۱ جولـ ـیک
منم همینطور. :|

البته من رو زمین میشینم جیگرم حال میاد. :دی
پاسخ:
به نظر میاد خیلیا گرفتار اهمال کاری ان
من که زانوم درد میگیره.باید رو صندلی ای مبلی بشینم.تازه امروز کشف کردم پشت میز که میشینم کارام زودتر پیش میره!:|یه پروژه ی پایان ترم تو 4ساعت انجام شد:|