نفس بکش

دخترخاله ام معلمه.یعنی در حقیقت معاون یه پیش دبستانی.دیروز خونه مون بود و میگفت:بچه که بودیم لوازم مدرسه خریده منتظر اول مهر بودیم.یه حس خاصی داشت،نگرانی و شور و شوق با هم.الانم همون حس رو دارم:)
حالا منم تقریبا میشه گفت شوق دارم.کارشناسی رو قبول شدم و شنبه میرم ثبت نام.شوقم واسه دانشگاه نیست،واسه برنامه هاییه که واسه دو سال آینده م ریختم و قراره آینده م رو تغییر بده.خوشحالم و امیدوار.

+پس از سالها یه مسافرت رفتم و بعدش به اندازه ی همه ی عمرم مریض شدم.هم چنان درگیرم و تازه بعد از پایان دوره ی درمانم باید دندون پزشکی هم برم تا دندون عقل بی عقلم رو بکشم.فکر میکنم این سومین عقلیه که میکشم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۸
نیمچه مهندس ...

نظرات  (۳)

دو تا دندون عقلم اصن درنیومد! D:
پاسخ:
شاید نهفته س.اون طوری بدتره.اگه هم کلا درنیاوردی که بدون خوشبختی.
هفت سال پیش منم میخواستم برم دانشگاه،دورانیه که واقعا روی آینده اثر گذاره‎:)‎
پاسخ:
منم البته قبلا شش سال رفتم دانشگاه ولی در مورد تاثیرش روی شغل مطمئن نیستم ولی شخصیت و طرز فکر چرا،مطمئنم.
شخصیت و نگاه به زندگی رو که صد در صد روش تاثیر میذاره، شغل رو هم که بستگی به خود آدم داره.
منم از شنبه دوباره دارم میرم دانشگاه‎:)‎
و حس خوبی دارم‎:)‎
پاسخ:
منظورم از شغل اینه که آدمای کمی رو دیدم که توی رشته ای که درسش رو خوندن کار کنن.
من تازه میخوام ثبت نام کنم:)