نفس بکش

در حسرت یک نفس راحت

نفس بکش

در حسرت یک نفس راحت

یک تصور بی بدیل از جنگ

دوشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۵۳ ق.ظ

8-9 سالم که بود یکی از مشکلاتم با بابام این بود که وقتی من میخواستم کارتون ببینم بابا هم میخواست اخبار ببینه و همش با هم سر تلویزیون جدال داشتیم.اون وقتا هم تلویزیون مثل الان شبکه ی پویا نداشت که هر کارتونی رو روزی سه بار پخش کنه و اگه پسر کوهستان یا نل رو امروز از دست میدادی دیگه از دست داده بودی.

اخبار هم از نظر من فقط این بود که رهبری تازگیا چی خاطرنشان کرده و کجا جنگه و چند نفر کشته شدن.البته الان هم نظرم همینه.یادمه همیشه آرزو می کردم که جنگ زودی تموم شه تا دیگه اخباری واسه گفتن وجود نداشته باشه و کلا اخبار رو تعطیل کنن و من راحت کارتونمو ببینم!البته همیشه بعد از این آرزوم این میومد تو ذهنم که اگه اخباری واسه گفتن نباشه اخبارگوها!بیکار میشن که.از کجا پول بیارن؟؟

بله!در این حد رئوف و مهربون بودم من!!!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۷
نیمچه مهندس ...