نفس بکش

یک ساعت در طبیعت

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۲ ق.ظ

پس از سالها خونه نشینی و دوری از پیاده روی ،هوای ملس امروز که دو روزیه از سگ گاز گرفتگی دور شده بهم انگیزه داد که لباس بپوشم و خواهر رو هم با خودم همراه کنم و بریم پیاده روی و کلی عکس بگیرم(البته برای من کلی،سر جمع شاید ده تا بشه) و روی کنده ی درختای قطع شده مسخره بازی دربیاریم و آواز بخونیم و دستمون رو به سمت آسمون بگیریم و بگیم به سوی بی نهایت و فراتر از آن!

فراموش کرده بودم چطور با خار تو بچگی ملخ و تیر کمون درست می کردیم و دلم شدیدا درست کردن سپندآویز میخواست که متاسفانه فصلش گذشته و منتظر شهریورم تا برم و گل های درخت سنجد رو بو بکشم.همون موقع که داشتم تموم اینارو میدیدم و بوی خاک بارون خورده رو میکشیدم تو شش هام به این فکر می کردم که عطر با بوی نوزاد و خاک بارون خورده و چمن ساختن ولی فکر نمیکنم هنوز تونسته باشن بوی گل های سنجد رو بسازن. اگر هم ساخته باشن به قول واریس دیری تو کتاب گل صحرا:

بعضی وقتا عطرهایی در منهتن میبینم که به اسم کُندُر می فروشند. در برابر یادآوری کوچکی از سرزمینم بی طاقت میشوم و آن را میخرم. اما بوی آن تقلید ناشیانه ایست از آنچه که من در کودکی استشمام کرده ام.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۳
نیمچه مهندس ...