ثبت نام در دانشگاه یا "چطور توی چیزایی دخالت کنیم که حتی خودمون هم دخالت نمی کنیم."

دانشگاه مایل نیست سرمون رو بذاره لب باغچه و ببره؟آیا دانشگاه های دولتی همیشه این شکلی بوده ن دوستان؟من آزاد رو فراموش کردم چطور بوده.

۲ نظر
نیمچه مهندس ...

برگرفته از رنج هایی که میبریم.

سکسیزم اینه که با دوست پسرت میری داروخونه و به مسئول پذیرش میگه لوسیون بدن میخواد و طرف برمیگرده رو به تو میپرسه:برای چه پوستی؟

سکسیزم اینه که برای یه موفقیتی دوستات رو شام مهمون میکنی و موقع حساب کردن صندوقدار قیمت رو به آقای همراهت میگه.

سکسیزم اینه که وقتی بابات رو همراهت میبری تا با پول خودت اولین ماشینت رو بخری پیش فرض همه اینه که مرده میخواد ماشین بخره.

سکسیزم اینه که تو نمیتونی همین طوری الاف وایسی تو پیاده رو و مردم رو تماشا کنی.چون زنی.

سکسیزم اینه که وقتی میری یه چیز گرون بخری فروشنده جدیت نمیگیره چون فکر میکنه تو زنی و اونقدر پول نداری.

سکسیزم اینه که بعضیا معتقدن تو نباید کار کنی چون جای یه مرد رو میگیری.

سکسیزم اینه که اگه زنی عصبانی بشه سلیطه س.

سکسیزم اینه که مرد که گریه نمیکنه.مرد که مریض نمیشه.مرد باید بوی سگ بده.مرد که ابرو مرتب نمیکنه،لاک و کرم نمیزنه.دستبند واسه زن هاست.مرد که از خون و آمپول نمیترسه.

سکسیزم اینه که تو بحث کنی بی جنبه ای،یه مرد بحث کنه عجب به چالش میکشه آدما رو!

سکسیزم اینه که سرنوشت یه زن همیشه ازدواج و بچه داریه.

سکسیزم اینه که مادرش باید تربیتش می کرد.

سکسیزم اینه که تو دانشگاه:شما دخترا که راحتین.استادا سریع بهتون نمره میدن.شما دخترا چیکار دارین؟بیکارین میشینین درس میخونین دیگه.

سکسیزم اینه که موقع خرید:یه دونه دخترونه/پسرونه ش رو بده.

و این لیست میتونه تا ناکجا ادامه پیدا کنه.

و تلاقی همه ی اینا با سن گرایی سمی میشه که نمیتونی تحملش کنی.

۰ نظر
نیمچه مهندس ...

پی ام اس نامه

میفرمایند که اون دسته آدمایی که یهو میرن خرید درمانی این کار رو در فاز لوتئال سیکل شون بیشتر انجام میدن.میزان پروژسترون تو این فاز میره بالا و احساس بدبینی و هرچی حس بده میاد بالا.واسه همین برای بهتر کردن حال مون به کارایی مثل خرید می پردازیم.وقتی پریود تموم میشه و وارد فاز فولیکال میشیم به خاطر هورمون ها خوشبین تر میشیم.اعتماد به نفس میره بالا و معاشرتی میشیم.اینجا اون مرحله از سیکله که زندگی عالیه.میری مهمونی و فکر میکنی دنیا تو چنگته.در زیباترین حالت خودتی و خلاصه بهشته.بعد دوباره سطح انرژی میاد پایین و اینجا دوباره وارد فاز لوتئال شدی.

قسمت سخت قضیه اینه که کارات رو طوری مدیریت کنی که تو فاز خوشبینی و پر انرژی بودنت باشی و سخت تر جان به دربردن از فاز بدبینی و کم انرژی بودنه.اما سخت ترش میدونین چیه؟این که اصلا سیکلی نداشته باشی.این طوری هیچ ایده ای نداری که چه کاری رو باید به چه تایمی بندازی.

چند تا نکته هم بگم برای pms :اگه قرص میخواین بخورین باید دو هفته یا ده روز قبل از پریودتون بخورین.طی روزای pms،درمان به لعنت سگ هم نمی ارزه.یعنی چندان اثرگذار نیست.به جز قرص،میتونین از چای زنجبیل هم استفاده کنین.تا هنوز حالتون خوبه روزی نیم ساعت ورزش کنین تا بعدا خودتون رو فحش ندین.آب خوردن رو فراموش نکنین که بعدا سردرد خرتون رو میگیره.اگه به تجربه دیدین خوراکی ای حالتون رو بد میکنه به شکم تون چاقو بزنین و نخورین.مواظب شکلات کاکائویی هم باشین.به من که سردرد بدی میده.و در آخر اگه سیکل دارین خداروشکر کنین که حداقل میتونین زندگی تون رو برنامه ریزی کنین و یادتون نره که توی فاز فولیکال تون از زندگی لذت ببرین.

۰ نظر
نیمچه مهندس ...

دنیای من اندازه ی من نیست

امیدوارم در حالی که من اینجا با نگرانی و احساسات منفی نشسته ام،توی جهان موازی،من با آرامش نشسته باشم و با یه کاسه تخمه در حال تماشای یه فیلم کمدی باشم و بلند بخندم.حتی تصورش هم آرامش بخشه.امیدوارم یه روزی -که امیدوارم به همین زودیا باشه-زمان الان من با زمان جهان موازیم هماهنگ بشه،دو تا جهان و دو تا من یکی بشیم.

۱ نظر
نیمچه مهندس ...

پوست انداختن

حقیقتا دیگه عصبانی شدم از این که نتیجه کنکور نیومده.دم به دقیقه رفرش میکنم سنجش رو.یه ماه کوفتی گذشته،پس کی میاد؟حس میکنم توی هوا معلقم.

رفتم مسافرت و خیلی پربار بود.یه چیز خوب توی کارم پیدا کردم و خوشحالم.کلی چیز جدید تجربه کردم و هیجان زده م برای چیزای بیشتر.بدی سفر اینه که بعدش دیگه توی خونه و پوست خودت جا نمیشی.حسم اینه که امسال مهم ترین و بهترین سال زندگیم خواهد شد.

+فکر می کردم خیلی چیزا برای نوشتن دارم.دارم ولی ترجیح دادم کوتاه بنویسم.

نیمچه مهندس ...

بی کشور

یه فیلم قشنگ دیدم و حالا یه ترس کوچیکی بهم اضافه شده.شخصیت اصلی داستان وارد آمریکا میشه و همون موقعی که هنوز تو آسمون بوده تو کشورش کودتا میشه و دولت رسمی سقوط میکنه.حالا میرسه به فرودگاه،بدون زبان دونستن،بدون کشور و بدون پاسپورت معتبر.اون حق خروج از فرودگاه رو نداره،نمیتونه به کشورش هم برگرده.پولش ارزشی نداره و حتی نمیتونه غذا بخره.

بقیه ش رو نمیگم که اسپویل نشه.اما فکر کردن بهش هم ترسناکه.اسم فیلم ترمیناله.

+این میکروبوک جالب در مورد تخمدان پلی کیستیک رو بخونین.لینکش رو تو بیو گذاشتن.خودمم شروع کردم رژیم غذایی رو.خیلی لازم نشد تغییرش بدم چون سبک غذا خوردنم تقریبا همینه و فقط گوشت قرمز رو حذف کردم و کربوهیدرات رو کمتر و میان وعده رو بیشتر.

+دچار سندرم کمبود عنوان شدم.

نیمچه مهندس ...

تصمیم کبری

من خیلی از خونه بیرون نمیرم.یعنی تو هفت ماه گذشته قشنگ میتونم بشمرم چند بار بیرون رفتم.چند روز پیش رفتم دکتر و شوکه شدم.آدما توی خیابون ماسک نزده بودن،ریلکس سیگار میکشیدن و شوک آخر توی مطب بود.نزدیک به بی اغراق پنجاه نفر آدم توی یه سالن 24 متری بودن.دوازده نفر دور میز منشی حلقه زده بودن و باهاش حرف میزدن و چند نفر هم دم در مطب منتظر بودن.همون گوشه وایسادم و زل زدم به این شلوغی.دو ساعت هم اونجا بودم و وقتی اومدم خونه لباسامو مستقیم انداختم توی لباسشویی،ماسکم رو توی سطل حیاط انداختم،دست و صورتم رو شستم و وسایلمو با الکل به معنای واقعی کلمه شستم و آخر هم راضی نشدم و حموم رفتم.

الان دارم فکر میکنم چرا مردم بچه رو میارن مطب دکتر و اگه کسی رو ندارن که مراقبش باشه توی خونه،دست کم بهش ماسک نمی پوشونن؟هرچند ماسک زدن برای بچه ها شوخی ای بیش نیست وقتی خودشون رو به در و دیوار می مالن و دم به دقیقه اونو میدن پایین یا با ماسک مامان و باباشون دالی بازی میکنن.زباله گردها هم... نمیدونم چی بگم.تا قبل از کرونا هم کلی خطر تهدیدشون می کرد الان این بیماری رو هم بهش اضافه کن.

+دکترم خیلی خوش اخلاقه و دانش خوبی هم داره.اصلا هم مریض رو دچار حس بد و نگرانی نمیکنه و در صورتی که عمل بخواد هم همون اول میگه من اینقدر میگیرم تا مریض بین خصوصی و دولتی درمان شدن انتخاب کنه.حسود و زیرآب زن هم نیست و همیشه دکترای دیگه رو هم به مریض معرفی میکنه.تنها یه گزینه ی مهم و منفی وجود داره و اون اینه:منشی چهار نفر رو میفرسته داخل میشینن و یکی یکی با دکتر حرف میزنن.عملا حریم خصوصی وجود نداره.من این بار میخواستم بهش بگم ولی از همیشه شلوغ تر بود مطب و منشی عملا چاره ای نداشت و منم وقت نکردم بگم.

حالا نمیدونم چیکار کنم.حریم خصوصی برام خیلی مهمه.دکترم رو هم دوس دارم.شما بودین چیکار می کردین؟

نیمچه مهندس ...

کیک و آووکادو

تلویزیون مختار نشون میده.می پرسم:چطور چنین چیزی رو پخش می کنن؟نمیگن مردم یه چیزایی رو با هم تطابق میدن؟

کارتون بی نوایان پخش میشه.اون قسمتی که ماریوس و دوستاش تو کافه نشستن و دارن میگن شاه فقط به پولدارا فکر میکنه.مردم هیچی ندارن بخورن و بچه ها نون میدزدن.واسه همین به انقلاب نیاز داریم.یاد اون جمله ی معروف میفتم که مردم اگه نون ندارن کیک بخورن.یادم میاد که انگار تازگی ها یکی همچین درفشانی ای کرده.مردم یه چیزایی رو با هم تطابق نمیدن؟

نیمچه مهندس ...

*

مرگ بزرگترین ضرر زندگی نیست.بزرگترین ضرر زندگی این است که وقتی زنده ایم چیزی در درون ما بمیرد.

۲ نظر
نیمچه مهندس ...

CPI

با یه اصطلاح جدید آشنا شدم:CPI،یا شاخص قیمت مصرف کننده.هشت تا گروه اصلی رو شامل میشه که نمیدونم دقیقا دولت ها باهاش چیکار میکنن ولی تقریبا مطمئنم که کشور ما کاری باهاش نمیکنه.

اگه روشش اینه که اینارو در نظر بگیری و با توجه به اینا پایه ی حقوق برای مردم تعیین کنی مال ما که چنین نیست.خیلیا فقط هزینه ی خونه و قبض و یکم خوردنی رو میتونن بپردازن.

نیمچه مهندس ...